كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

102

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

آمَنَ الرَّسُولُ گرويد و اعتقاد كرد رسول يعنى محمد بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ بدان چيزى كه فرستاده شده است به او مِنْ رَبِّهِ از پروردگار او كه آن آيات قرآن است و احكام دين و حقوق شرع وَ الْمُؤْمِنُونَ و مؤمنان نيز امت او بدان منزل گرويدند اما ايمان رسول بتحمل و تبليغ رسالت بود و ايمان ايشان باقرار و تصديق پس به جهت تكريم مؤمنان جمع كرد ميان پيغمبر و ايشان در ذكر و فرمود كُلٌّ همه ايشان از نبى و متابعان آمَنَ بِاللَّهِ گرويده‌اند به خدا يعنى بوجود ازلى و ابدى و اسماى حسنى و صفات جلال و افعال متقنه و احكام كامله او وَ مَلائِكَتِهِ و به فرشتگان او كه مقربان حضرت كبريااند نه بنات وى و بنو ملح مىگويند كه ملائكه بنات وى و رسل‌اند از حق سبحانه به انبيا و سبب وحىاند برسل وَ كُتُبِهِ و به كتابهاى منزله وى كه همه حق است و سخنان اوست غير مخلوق وَ رُسُلِهِ و به فرستادگان او كه همه پاك و معصوم‌اند و برگزيده و وحىگذارنده و خواننده به راه حق‌اند لا نُفَرِّقُ مىگويند نبى و مؤمنان كه ما جدا نمىكنيم در ايمان بَيْنَ أَحَدٍ ميان هيچ يك مِنْ رُسُلِهِ از رسولان او بلكه به همه ايمان مىآريم بخلاف يهود و نصارى كه از روى حسد بعضى را منكراند وَ قالُوا سَمِعْنا و گفتند مؤمنان شنيديم قول خدا را وَ أَطَعْنا و فرمان برديم مر او را پس بطريق التفات از حضيض غيبت بذروه خطاب برآمده گفتند غُفْرانَكَ رَبَّنا مىطلبيم آمرزش ترا اى پروردگار ما وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ و بسوى تو است بازگشت همه و اگر اين قول را كه در سبب نزول مذكور شد اعتبار كند اين آيت را مدنى بايد گفت و اهل حديث متفق‌اند بر آنكه اين آيت و تالى او مكيست و بىواسطه در شب معراج بر آن حضرت نازل شده چنانچه در صحيح مسلم به روايت ابن مسعود رح وارد است كه آن حضرت را در شب معراج سه چيز عطا فرموده‌اند نمازهاى پنجگانه و خواتيم سوره بقره و آنكه گناهان هلاك‌كننده يعنى كبائر بيامرزند مر كسى را از امت كه شرك نيارد به خدا در ينابيع آورده كه چون رسول ص بمعراج رفت و بساط كونين را بقدم همّت طى كرده به منزل قرب رسيد مثنوى سوى عالمى شد كه عالم نماند * وزو در ميان سايه هم نماند برون آمد از پرده بود خويش * نگه كرد بىپرده مقصود خويش به‌وقتى كه در مقام أَوْ أَدْنى سلام و كلام الهى در مقابله تحيات حضرت رسالت پناهى واقع شد حق سبحانه خود را ستايش فرمود كه آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ چنانچه خواجه عالم ص مناجاتى كرد محتوى بر آنكه مرا شربت اين كرامت بىمومنان امت گوارنده نيست حق تعالى فرموده وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ الآية حق تعالى پرسيد كه امت تو در قبول احكام چه مىگويند خواجه عالم فرمود قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا خطاب آمد كه من هم بر ايشان سهل كردم لا يُكَلِّفُ اللَّهُ در رنج نيفگند خدا نَفْساً هيچ نفسى را يا نفرمايد بكارى إِلَّا وُسْعَها مگر به مقدار طاقت او لَها ما كَسَبَتْ و آن نفس را باشد آنچه كسب كند از نيكوئيها وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ و بر وى باشد آنچه بجا آرد از بديها حضرت ص درين محل بالهام الهى آغاز دعا كرد كه رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا اى پروردگار ما مگير ما را به عقوبت إِنْ نَسِينا اگر فراموش كرديم و عملى نيكو از ما فوت شد أَوْ أَخْطَأْنا يا خطا كرديم و بىقصد مرتكب مناهى شديم رَبَّنا اى آفريدگار ما وَ لا تَحْمِلْ و بار مكن عَلَيْنا بر ما إِصْراً بار گران كَما حَمَلْتَهُ همچنان‌كه بار كردى آن چيز گران را عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا بر آن كسانى كه پيش از ما بودند يعنى يهود و نصارى كه تكاليف شاقه بر ايشان واقع شده بود رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا اى خداوند ما و تحميل مكن بر ما ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ آن چيزى را كه نيست طاقت ما را به‌آنكه حديث نفسست و وسوسه او بقول مفسران كه اين آيت را مدنى دانند و ناسخ آيت محاسبه شناسند و بقول ديگر مكّيست مر او استيلاى شيطانست به‌واسطه غلبه شهوات بر نفس يا شماتت اعدا هرچه بنده را از حق مشغول گرداند و از فرمانبردارى او باز دارد و گفته‌اند لا طاقة لنا به لغزيدن قدمست از صراط مستقيم وَ اعْفُ عَنَّا و عفو كن و درگذر از ما خطاها و فراموشيهاى ما .